کوچه هایم
به درازای همیشه
خواهند بارید ...
مادر بزرگ به قصه ها پیوست ...
نشسته ام یک گوشه
در راهروهای دلگیر اغماء
منتظر یک معجزه
تا بیداری قصه هایم باشد
چه شب های سردی
صبوری ام را در کمین است...
RSS